دلتنگ که شوی فرقی نمی کند قهر باشی یا ناراحت فرقی نمی کند چه شنیدی و چه گفتی فرقی نمی کند کدام طوری ! بهتر است ... دل است دیگر . . . هوای لبخند میزند به سرش و نوشتن...
یه چیزی از این تراپیسته شنیدم که واقعا مثل یه سیلی محکم بود:اگه شما هم حس میکنین همه روابطتون با ادمهاییه که از نظر عاطفی در دسترس نیستن و نمیتونن هیچوقت نیازهای شما رو بفهمن و جوابگو باشن، شاید بد نباشه این رو بخونین.علت اینکه تو نمیتونی از رابطه با کسی که از نظر عاطفی در دسترس نیست راحت بیای بیرون همون دلیلیه که قماربازها از بازیهای شرطی نمیتونن بگذرن. میزان دوپامین که هورمون لذته و باعث میشه ما برای چیزی انگیزه داشته باشیم و روش تمرکز کنیم و دائم بخوایمش، وقتی که ما اون چیز رو به طور رندوم به
میدانی ملال یکی از آن حالات روحی است که هم باید از آن ترسید و هم بابت دچار شدن به آن شکرگزار بود.آدمها یک شبه به افسردگی مبتلا نمیشوند. همه چیز از همین ملال شروع میشود. کم کم میبینی چیزهایی که تو را خوشحال میکنند؛ کمرنگ و کمرنگتر میشوند. زیر دندانهای هیولای روزمرگی جویده میشوی. احساس میکنی چقدر زیستن بیهوده و تکراری است. جستجوی تازهای در زندگی نداری و حتی اشتیاقی برای یک جستجوی تازه. انگار که معنا دارد از زندگیات کوچ میکند. بعد یک شب به خودت میآیی میبینی که سگ سیاه افسردگی دا